یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود
زندگی آدما یه دروغ گنده بود
...
آی آدمای راحت من اعتراض دارم
تازه گیا فهمیدم گوش دراز دارم
الستون و ولستون شدیم گرگ بیابون
همدیگرو جر می دیم واسه یه لقمه ی نون
آی آدما تشنمه آی آدما گشنمه
یکی پیدا نمیشه حرف منو بشنوه
ای قصه قصه قصه نون و پنیر و پسته
آخرشم ما موندیم حرف کیا درسته
ای آدمای عاقل اطرافمون خالیه
بی کس و تنها شدیم نگین که این عالیه
***
وبلاگ شماره یک دوباره می نویسد حتما سر بزنید
ادامه مطلب را حتما ببینید
ادامه مطلب
